احمد مجد الاسلام كرمانى

270

سفرنامه كلات ( فارسى )

از آقا جلال در راه گرفته بودم و در خراسان يك پيراهن و زيرجامه هم آقا فرج اللّه براى ما آورد بارى بعد از دو روز جواب تلگراف‌هاى بنده رسيد اما از طرف اقتدار السلطنه بعوض جواب سرويس داده بودند به اين معنى كه از تلگرافخانه طهران بتلگراف‌خانه كلات گفتند كه نمره فلان باسم جناب اقتدار السلطنه نرسيده بواسطه آنكه مشاراليه در ييلاغات دوردست تشريف برده‌اند و ممكن نبود اين تلگراف بايشان برسد و عجالتا معلوم شد اقتدار السلطنه ترسيده و عمدا اينطور جواب گفته . در همين روز تلگرافى از كرمان از اخوى آقا شيخ محمود امين الاسلام رسيد كه بعد از اظهار كمال تأسف اظهار كرده بود مبلغ پنجاه تومان براى خانواده شما كه در طهران هستند فرستاديم خود شما هم هر قسم احتياجى داريد بنويسيد و تلگراف كنيد تا انجام بدهيم و نيز تلگرافى از جناب آميرزا محمود مجتهد كرمان رسيد و هم اظهار كمال تأسف و تحير نموده و اشعار داشت كه همه قسم اقدامى براى استخلاص شما كرده و ميكنم و من از اين دو تلگراف خيلى مسرور شدم و بهر دو اظهار امتنان كردم . وجود رئيس تلگرافخانه واقعا براى ما اسباب مشغوليت و مسرت خاطر شده بود چرا كه يكنفر هم صحبت پيدا كرده بوديم و روزها چهار ساعت بغروب مانده مشاراليه كه او هم مثل ما بيكار بود ميآمد در باغ و ما را برداشته باتفاق ميرفتيم در اطراف رودخانه و تا دو ساعت از شب رفته بطور آزادى باهم صحبت ميكرديم ، هيجدهم جمادى الاول حاجى ميرزا حسن فى الجمله كسالتى پيدا كرده و حالت نوبه مختصرى در او پيدا شد عصر كه به طرف رودخانه ميرفتيم به من اظهار كرد كه من تدبير بسيار خوبى براى استخلاص هر سه نفر پيدا كرده‌ام اگر به او عمل كنيم هر سه نفر تا يك ماه ديگر از اين محبس خلاص خواهيم شد و آن تدبير است كه خودم را بناخوشى ميزنم شما و حاكم بخراسان بآصف الدوله تلگراف كنيد كه فلانى ناخوش بسيار سخت است و در كلات